من به عنوان یک شاعر به مثابه آتشفشانم. آتشفشانی که در دهه ۷۰ شمسی فوران کرده و هم اکنون به صورت آتشفشانی خاموش٬ قله‌های آن را برف پوشانده است.

آخرین شعری که در دفترم تاریخ خورده است٬ یازدهم بهمن ماهِ یکهزار وُ سیصد وُ هشتاد وُ دو را نشان می‌دهد و خموشی آتشم نیز از همان دم آغاز گشته است.

البته یکی دو بار دودهای به پا خواسته است که ناگهانی بوده و سپس به همان سرعت که مشاهده شده٬ خاموش گشته است.

و اما دهه ۷۰ که دورانی پر شر وُ شور در ادبیات روزگار ما بود. جوانانی پرشور که در تلاش برای براندازی کاخ‌های کهن و درانداختن طرح‌های نو برای ادبیاتی که به گمان ایشان احتیاج به خون تازه‌ای در رگ‌هایش داشت.

من هم مثل دوستان دیگرم در آن روزگار تلاش‌های کردم و اشعاری سروده‌ام که شاید این روزها خواندن آن‌ها عجیب باشد یا هر تعبیر دیگری داشته باشد. نشر آن‌ها در این‌جا برای اثبات ادعای شاعری نیست٬ چرا که من اصلا چنین ادعای ندارم. فقط برای آن دارم منتشرشان می‌کنم که شاید عقده هرگز چاپ نشدن رسمی‌شان را در این‌جا خالی کنم.

البته این‌جا تارنمای شخصی است و محلی برای انتشار اندیشه‌های من و اشعارم نیز بخشی از اندیشه آن سال‌های من است و طبیعی‌ست که در این‌جا منتشر شود.

214 قطعه از اشعار را به تمامی کنار گذاشتم٬ زیرا به نظرم رسید حتی ارزش همین انتشار شخصی را هم ندارند. صرفا سیاه مشق هستند.

آثار باقی مانده را هم دوباره نگاه کردم. در نوشته‌های خودم٬ کارها تقسیم‌ بندی خاصی ندارند. امروز نشستم و سعی کردم یک دسته‌بندی در این آثار ایجاد کنم. حالا که گذر ایام مرا تغییر داده و تعصبات احساسی‌ام نسبت به آن‌ها کم‌تر شده است٬ با حوصله و تدبر بیشتر می‌توانم چنین کاری انجام دهم.

پنج دفتر در نظر گرفتم و تقسیم آن‌ها را به صورت زیر انجام دادم:

  • عاشقانه‌های خرکی

اشعاری که معمولا کوتاه هستند و کلمات و نگاه متفاوت برای بیان معاشقه در آن هست. به خصوص در آن سال‌های سرایش‌شان که واقعا پیشرو بودند.

  • تنهاترین کروکودیل جهان

بخش عمده‌ای از اشعار آن دوره‌ام که در آن سال‌هایی که موج دهه ۷۰ برخواسته بود٬ با آن موج همراه بود.

  • منظومه‌ها

شامل دو منظومه بلند که در مجموعه آثار من هست.

  • بنادر و جزایر

دنباله منطقی آثار دفتر «تنهاترین کروکودیل جهان» است با جهش‌هایی برای یافتن زبان خودم.

  • به‌سروده بر قله‌ها

شامل آثار واپسین من است که هم از نظر کلمات و هم نظر زبان پخته‌تر شده‌اند و امضای زبانم در آن‌ها بیشتر هویداست.

به هر حال اشعارم را در داخل این پنج بخش تقدیم عزیزان می‌کنم و بسیار علاقمندم که نظرات دوستان گران‌مایه‌ام را در مورد آ‌ن‌ها داشته باشم. شاید محبت شما و لطف خداوند باعث شود این آتشفشان دوباره فعال شود و ملکان الهام دوباره نازل شود.

 

  • هیچ نظری یافت نشد

نظر خود را اضافه کنید.

0