داستان سه قلمدار منتشر شد

رپورتاژ معرفی سایت «کافه نشر»

این داستان بر وزن «سه تفنگدار» است، اما مطلقا هیچ ربطی به تفنگ و الکساندر دوما ندارد. بلکه به «قلم» ربط دارد و به مهدی قره‌خانلو، سعید جلیلی هنرمند و محسن ترابی کمال.

حدود ۲۰ سال می‌شود که با هم دوست هستیم. در یک شهر به دنیا آمدیم. در فراز وُ نشیب‌های زیادی از دوران تحصیل تا چند همکاری در شغل‌های مختلف را با هم پشت سر گذاشتیم. و البته با هم دوست ماندیم. همیشه دوست داشتیم با هم یک کار مشترک انجام دهیم که به انجام آن افتخار کنیم.

لذت‌های مشترکی داریم که ما را بیشتر به هم نزدیک می‌کند. فیلم دیدن، کتاب خواندن و موسیقی نیوش کردن. و البته هر سه ما می‌نویسیم. هر کدام به سبک و روش خودمان می‌نویسیم و درباره حوزه‌ای که در آن می‌اندیشیم. هر کدام در حوزه مورد علاقه‌ خودمان، اما با یک زبان مشترک گفت‌وُگو که می‌توانیم افکارمان را با هم به اشتراک بگذرایم. هر چند روز یک‌بار با هم نشست‌هایی داریم که این تبادل اطلاعات و دیدگاه درباره آثار جدید منتشر شده و آن چه که دیده‌ایم و خوانده‌ایم، صورت می‌گیرد.

حدود دو ماه پیش در یکی از نشست‌های عصرگاهی، موضوع یک وب‌سایت برای انتشار آثارمان به صورت مشترک مطرح شد. داستان «سه قلمدار» از همین جا شکل گرفت. روی اسم‌های زیادی با هم صحبت کردیم و چندین نام را هم آزمودیم. مختصری هم در مورد طرح کار صحبت شد.

مثل همیشه زحمت طراحی، آماده‌سازی و راه‌اندازی هر چیزی در دنیای فنآوری اطلاعات به عهده مهندس قره‌خانلو است. این‌بار هم مثل همیشه و بهتر از همیشه این کار را انجام داد و اولین نسخه «کافه نشر» هویدا شد. تبادل افکاری صورت گرفت و تغییرات مختصری اعمال شد.

حالا «کافه نشر» جای است که قلمداران می‌توانند در آن بنویسند. راحت و بدون وابستگی به مشکلات جدی نشر در کشور. با تصویر و آب‌وُرنگ دلخواه. تقسیماتی هم انجام شد. «کافه فنآوری» به مسایل دنیای جدید و اینترنت و متعلقات آن می پردازد که موضوعات اصلی امروز ماست. «کافه سینما» به نقد فیلم‌های که می‌بینیم و مورد توجه‌مان قرار می‌گیرد می‌پردازد. در «کافه کتاب» کتاب‌هایی را که از میان بقیه کتاب‌هایی که می‌خوانیم، بیشتر پسندیده‌ایم، معرفی می‌کنیم. کافه ادبیات خود دو بخش را شامل می‌شود، نخست «کافه شعر» که در آن جذاب‌ترین شعرهایی که مورد توجه قرار می‌گیرند، اشعار جدید و قدیم سروده شده توسط قلمداران و البته نقدها، اخبار و مسایل مرتبط با شعر. دوم «کافه داستان» همان مسایل این‌بار در مورد داستان. در این میانه مطالبی هم هست که در هیچ کدام از این موراد نمی‌گنجد اما به هر حال نوشته می‌شوند، این مسایل را در «کافه عمومی» گنجاندیم. دوستان در نظر داشتند از ادبیات محاوره هم غافل نشویم. امروزه ادبیات محاوره به لطف فضاهای مجازی به بخش مکتوب وارد شده است و حتی در بعضی مواقع از ادبیات کتابتی هم پیشی گرفته است. دوستان معتقد هستند؛ نوشتن به این روش برای عموم، مخصوصا به صورت کوته‌نوشته می‌تواند موثر و مقبول باشد. به همین دلیل «کافه خودمونی» برای این منظور ایجاد شد.

حالا داستان سه قلمدار منتشر شده است و در معرض دیدار و قضاوت شماست. امیدواریم که این تلاش در دیدگاه صاحب‌نظران مقبول واقع شود. از طرف «کافه نشر» خواهش ‌دارم عزیزان دو لطف را بر ما روا دارند. نخست این‌که؛ بر آن چه که تاکنون تقدیم کرده‌ایم نظر کنند و نکات اصلاحی و انتقادات خود را ارایه کنند. دوم آن که؛ اگر قلمدارند، کافه نشر را خانه خود دانسته و انتشار خوش‌رنگ وُ لعاب آثارشان را به آن بسپارند تا «کافه نشر» محلی برای  انتشار نظرات و پراکندن عطر خوش فرهنگ، دانش و بینش باشد.

  • محسن کرمی

    سلام وتبریک
    با ارزوی دوستیهای بی پایان,خالصانه و پر از لحظه های تبادل احساس... بینهایت عطش دارم برای دیدن کافه تان ...

نظر خود را اضافه کنید.

0