همیشه یکی از نکاتی که شگفتی مرا برمی‌انگیخت سرخ‌پوستان بودند. این که می‌توانستند به دقت بسیار زیاد اتفاقاتی را که رخ خواهد داد، پیش‌بینی نمایند. این که با حیوانات ارتباط بسیار نزدیکی داشتند و بسیاری مسایل دیگر از این قبیل.

به صورت سطحی می‌دانستم که آن‌ها به طبیعت اطراف‌شان تعلق خاطر داشتند و هم این تعلق خاطر باعث شده است که این توانایی‌ها را پیدا کنند. دیشب یک متن خواندم که به شدت مرا دگرگون کرد. این متن، یک نامه است.

ظاهرا رییس جمهور وقت ایالات متحده از یکی آخرین روسای قبایل سرخ‌پوست به نام «رییس سیاتل» می‌خواهد زمین‌هایی خود را به دولت بفروشند. رییس سیاتل در پاسخ رییس جمهور، یک نامه برای او ارسال می‌کند که متن آن را در ادامه می‌آورم.

من نامه را خواندم و دقایقی طولانی را گریستم. این متن یک نامه نیست. یکی از بهترین شعرهایی است که تاکنون درباره انسان بودن خوانده‌ام (به همین دلیل هم آن را به سلیقه خودم مقطع کردم تا خواندنش روان‌تر باشد). هرگز گمان نمی‌کردم نگاه یک قوم از انسان‌ها به طبیعت و انسانیت این‌گونه باشد. این کلمات یک فیلسوف اخلاق تمام عیار است که بدون وابستگی به اندیشه‌های پیچیده، در مورد انسان، طبیعت و زندگی سخن می‌گوید.

من گمان می‌کنم اگر نگاه انسان به طبیعت و زندگی این باشد، حکمت و زیبایی بر تمام جهان پراکنده می‌شود و بشریت به بهشت جاودان راه پیدا می‌کند.

لطفا نامه را با آرامش بخوانید و در کلمات آن دقت کنید.

 

نامه رییس سیاتل به رییس جمهور آمریکا

 

«ما شیره‌ای را که در گیاه جریان دارد به اندازه خونی که در رگ‌هایمان جاری است می‌شناسیم.

ما پاره‌ای از زمین هستیم و زمین پاره ای از ما است.

گل‌های عطرآگین خواهران ما هستند. خرس، گوزن و عقاب بزرگ، برادران ما هستند.

یال‌های صخره‌ای، شادابی مرغزاران، گرمای بدن اسب و انسان، همه و همه به یک خانواده تعلق دارند.

 آب درخشانی را که در جویبارها و رودخانه‌ها روان است فقط آب نیست خون اجداد ما است.

 اگر زمین‌مان را به شما بفروشیم باید به یاد داشته باشید که مقدس است.

هر انعکاس شبح‌واری در آب‌های روشن دریاچه‌ها از رویدادها و خاطرات زندگی مردم من حکایت می‌کنند.

 زمزمه آب صدای پدر پدر من است.

رودخانه‌ها برادران ما هستند. آن‌ها عطش ما را فرو می‌نشانند آن‌ها بلم‌های ما را به حرکت در می‌آورند و به کودکان‌مان غذا می‌دهند. پس باید با رودخانه‌ها همان قدر مهربان باشید که با برادرتان.

اگر زمین‌مان را به شما بفروشیم، به یاد داشته باشید که؛ هوا برای ما ارزشمند است، که هوا روح خود را با زندگی قسمت می‌کند و زندگی را ممکن می‌سازد.

 باد که نخستین نفس را به پدربزرگ ما ارزانی داشت آخرین آه او را نیز دریافت خواهد کرد. باد به کودکان ما نیز روح زندگی می‌بخشد.

پس اگر زمین خود را به شما بفروشیم، باید آن را جداگانه و مقدس نگاه دارید مانند مکانی که انسان می‌تواند در آن باد شیرین شده با گل‌های مرغزاران را بچشد.

آیا آن چه را که ما به فرزندان‌مان یاد داده‌ایم، شما نیز به فرزندان‌تان یاد خواهید داد؟

اینکه زمین مادر ما است و هر اتفاقی برای زمین بیفتد برای همه فرزندانش نیز خواهد افتاد.

ما این را می‌دانیم که زمین به انسان تعلق ندارد، بلکه انسان به زمین تعلق دارد.

همه چیزها مانند خونی که ما را با هم یگانه می‌کند به هم پیوسته‌اند.

تور زندگی را انسان نبافته است بلکه او فقط رشته ای از آن است. هر رفتاری که با این تور داشته باشد به خودش باز خواهد گشت.

ما یک چیز را می دانیم خدای ما خدای شما نیز هست. زمین نزد او ارزشمند است و آسیب رساندن به زمین، ناسزا گفتن به آفریننده آن است.

سرنوشت شما برای ما یک راز است.

هنگامی که همه بوفالوها ذبح و همه اسبان وحشی رام شوند چه اتفاقی خواهد افتاد؟

هنگامی که گوشه‌های دنج جنگل از ردپای انسان‌های بسیار آکنده شوند و چشم انداز تپه‌های زیبا را سیم‌های سخنگو لکه دار کنند چه اتفاقی خواهد افتاد؟

بیشه کجا خواهد بود؟ از دست رفته!

عقاب کجا خواهد بود؟ از دست رفته و خداحافظی کردن با اسب چابک و شکار چیست جز پایان زندگی و آغاز بقا.

 

هنگامی که آخرین سرخ‌پوست با خلق و خوی بیابانی‌اش ازمیان برود و خاطره‌اش فقط سایه ابری باشد که از فراز مرغزار گذر می‌کند آیا این ساحل‌ها و جنگل‌ها همچنان در اینجا خواهند بود؟ آیا چیزی از روح مردم من باقی خواهد ماند؟

ما این زمین را همان قدر دوست داریم، که نوزادی ضربان قلب مادرش را، پس اگر زمین‌مان را به شما بفروشیم؛ به آن همان قدر عشق بورزید که ما عشق ورزیده‌ایم.

همان قدر مراقبش باشید که ما از آن مراقبت کرده‌ایم.

خاطره این زمین را همان گونه که هنگام تحویل گرفتنش بوده است به یاد بسپارید.

این زمین را برای همه فرزندان حفظ کنید و آن را دوست بدارید، همان طور که خداوند همه ما را دوست دارد.

چون ما پاره ای از زمین هستیم شما نیز پاره‌ای از این زمین هستید.

این زمین برای ما ارزشمند است برای شما نیز ارزشمند است.

 ما یک چیز را می‌دانیم، این‌که؛ فقط یک خدا وجود دارد. هیچ انسانی را خواه سرخ‌پوست و خواه سفیدپوست، نمی‌توان به انزوا راند وانگهی ما همه با هم برادریم».

  • هیچ نظری یافت نشد

نظر خود را اضافه کنید.

0