ایام ناب نوروز را، بر تمام کسانی که نوروز را یکی از بهترین لحظات برای آغاز سال و شروعی تازه می‌دانند، تبریک می‌گویم. اعتقاد من این است که هیچ زمانی در طول سال به اندازه عید و نوروز، زیبا وُ تاثیرگذار نیست. زمانی که طبیعت با تمام عظمت‌اش از خواب بیدار می‌شود و دوباره زندگی با نشانه‌هایی بی‌نهایت شگفت‌آور به جهان بر می‌گردد.

در بخش داخلی جلد تاریخ تمدن ویل دورانت، متنی نوشته شده که آن را عینا در این جا می‌آورم:

«ویل دورانت می‌گفت: «تمدن رودی‌ست با دو ساحل» و چنین می‌اندیشد که بیشتر تاریخنگاران تنها به خود رود توجه دارند «که گاه به‌دست آنان که می‌کُشند و می‌دزدند و غوغا می‌کنند، پر از خون شده است». دورانت اما، تلاش فرهنگی خود را در مجموعه عظیم تاریخ تمدن وقف نوشتن حوادث ساحل رود اتفاق کردـ جایی که در دو ساحل رود اتفاق افتاده و می‌افتدـ جایی که، به قول او: «مردمان گمنام، خانه می‌سازند، عشق می‌ورزند، کودک می‌پرورند، آواز می‌خوانند، شعر می‌گویند و مجسمه می‌سازند».»

چیزی‌هایی در متن و بطن زندگی معمول مردم هست که شادی وُ غم واقعی بر بستر آن استوار است. گمان می‌کنم که نوروز باید یکی از همین واقعیت‌ها باشد. وقتی درخت، بوته، پرنده و حتی خاک وُ سنگ هم آمدن این نیروی عظیم را درک می‌کنند و نو می‌شوند، مسلم است که انسان‌ها می‌بایست درکی بسیار عمیق‌تر و زیبابین‌تر نسبت به آن داشته باشند.

نوروز یکی از همان کارهایی است که انسان‌ها بر کرانه‌ی رود زندگی به آن پرداخته و با آن تازه گشته است.

انسان‌ها برای درک بهتر هر چیزی نیاز به آغاز و پایان دارند. در ملل مختلف، مبدا آغاز سال با هم متفاوت است. نمی‌خواهم بگویم که چون خودم ایرانی هستم و این آغاز برای ما نوروز است، لابد بهترین هم هست، بلکه بدون هیچ غرضی، مقارن شدن آغاز سال در آیین نوروز و آغاز بهار و زندگی طبیعت برایم بسیار زیباست و به همین دلیل هم می‌گویم که این بهترین مبدا برای آغاز سال است.

قدمت نوروز و وجود این جشن به زمان‌های پیش از هخامنشیان و مادها برمی‌گردد. درباره نسبت پایه‌گذاری نوروز به آدم‌های مختلف، داستان‌سرایی شده و البته تحقیقاتی هم صورت گرفته، ولی من دوست دارم که داستان نسبت آن به جمشید را باور کنم. از جمشید، پادشاه مشهور پیشدادی به عنوان بنیان‌گذار این جشن نوروز یاد شده. زیبایی این نسبت برای من، این نگاه است که روایت شده؛ «نوروز، روز پیروزی بزرگ جمشید بر دیوان است که نماد پلیدی‌هایی چون سرما، تاریکی، جهالت و خشونت بودند».

جناب فردوسی در مورد نوروز و جمشید می‌فرماید:

همه کردنی‌ها چوآمد پدید               به گیتی جز از خویشتن ندید

چو آن کارهای وی آمد به جای        ز جای مهین برتر آورد پای

   به فر کیانی یکی تخت ساخت            چه مایه بدو گوهر اندر نشناخت

که چون خواستی دیو برداشتی                    ز هامون به گردون برافراشتی

چو خورشید تابان میان هوا                نشسته برو شاه فرمان‌روا

جهان انجمن شد بر تخت او              فرو مانده از فره‌ی بخت او

به جمشید بر گوهر افشاندند            مر آن روز را روز نو خواندند

سر سال نو هرمز و فرودین              بر آسوده از رنج تن دل زکین

بزرگان به شادی بیاراستند                 می و جام و رامشگران خواستند

چنین روز فرخ از آن روزگار                بمانده از آن خسروان یادگار

 

 

 

یک نکته‌ی دیگر هم که در مورد نوروز برایم بسیار جالب بود، موضوع پیک نوروزی است. «پیک نوروزی» نخستین کسی بود که به آیین ویژه‌ای به پیشگاه شاه، بار می‌یافت و خوان نوروزی را بر شهریار می‌گسترانید و گفتگویی دلپذیر با شاه می‌کرد که کنایه‌ها و آرمان‌هایی در آن نهفته بود. شاه، بامدادان جامه می‌پوشید و به پذیرایی آغاز می‌کرد. نخستین کسی که بار می‌یافت. خوش‌نام‌ترین و خوش‌شگون‌ترین شخص بود، چون وی به حضور شاه می‌رسید. با خوشرویی می‌ایستاد و می‌گفت اجازه‌ی ورود می‌خواهم. شاه می‌پرسید کیستی و از کجا می‌آیی و به کجا می‌روی و چه کسی با تو هست و چه همراه آورده‌ای؟ پیک می‌گفت از سوی دو نیک‌بخت می‌آیم و به سوی دو نفر پربرکت می‌روم و با من پیروزمندی همراه است و نام من «خجسته» است و با خود سال می‌آورم و برای پادشاه خبر خوش و درود و پیام می‌آورم. پادشاه می‌گفت راهش بدهید. آن مرد میز و خوان نوروزی که به شکل نمادین بر میزی سیمین بود می‌گشود و برای پادشاه زندگی دراز، خوشبختی و خوش‌نامی آرزو می‌کرد.

این آیین خیلی زیبا و دل‌نشین است. بچه‌ها امروز از این آیین و دیدوُبازدیدها روی‌گردان شده‌اند. به اجبار به آن می‌پردازند و مردم سعی می‌کنند با مسافرت رفتن از زیر بار تکلف‌های آن فرار کنند. وقتی چیزی به این زیبایی وجود دارد، چرا باید از آن فرار کرد؟

اگر از آیینی تا این اندازه لطیف فرار می‌کنیم، به سمت چه چیزی می‌خواهیم برویم؟

 

  • هیچ نظری یافت نشد

نظر خود را اضافه کنید.

0