نگاشته شده در هنگامه يكشنبه ۰۱ فروردين ۱۳۸۹ ساعت ۰۸:۰۰

 

حمد بي حد مر حضرت احدي و جناب صمدي را كه جميع موجودات به يك اشارت «كن» از مكمن «‌‌كون» در صحراي عالم پديد آورد، و به نيكوتر حالتي حيات بخشيد و فيض متعال بر جريان تدوام آن جاري ساخت.

بعد از تقديم وظايف حمد و ثنايِ حضرت واجب الوجود عم جوده. سبب اتفاق تسطير تارنماي «فيل‌صوفي» و بيان نكته‌اي چند از دقايقِ حدايقِ حقايقِ اين انديشه‌ي سودايي، كه مناسب وقت وُ زمان از مكمن غيب بر مَنصه‌ي عيان به توسط امداد بنان جلوه خواهد يافت، چنين بود؛

از آن‌رو كه جمال عرايسِ نفايسِ اين دقايق جليلهُ الانوارِ جليلهُ المقدار و كمالِ فوايدِ عوايدِ اين دقايقِ خفيهُ الاسرارِِ بهيهُ الآثار جز به نظر عالي خواص در نمي‌آمد و نقاب خفا از وجوه معارفِ كلمات ساميه السماتِ صافيهُ الصفات‌ام جز به مشاهده‌ي كامله‌ي عرفاي كامل‌الايقان و ملاحظه‌ي شامله‌ي فضلاي راسخ الايمان نمي‌رسيد.

ثانيا جمعي از رفقاي طريق و اخِلّاء علي التحقيق انالهمُ اللهُ منادله التَصديق و امِدهُم بامداد الِاعانةِ و اهدا التوفيق از اين فقيرِ حقير ِ كم‌ترينِ كم‌تر از قطمير، محسن ابن محمد ابن ترابي كمال المدعو به العلي –اصلح الله حاله و نور به اصلاح الحالِ باله– التماس آغاز تشريح و تفصيل در انديشه‌هاي جاري نمودند، به وجهي كه نسبت با مبتديان طريقِ طريقت و سالكان مناهج حقيقت، فوايد آن اعمُ اشمل و عوايد آن اتم و اكمل باشد، بعد از الاستخارة و الاستجازة به ايجاب اين ملتمس اقدام رفت و سطوري چند از آن بر نسق خاص و طرزي بديع رقم تسطير يافت.

چون دوستان را از اسقامت بر مناهج اكتشاف ظرافات اين متون چاره نيست، لاجرم جهت انفجار مياه اين معاني چند عين متعيين ساخت. عين اول «وب‌نوشت» باشد كه اندر تخيل افكار مختلفه در ذهن اين كم‌ترين نبشته گردد به هر صباح، عين دوم «فيل‌صوفي» كه تقريراتي‌ست بر سلوك يك فيل، عين سوم «كتاب تفكر» كه اجتماع مبارك حكمت بلاد مختلفه و حكماي متعدده است، عين چهارم «اشعار» است كه اندر ارايه‌ي اشعار اين كم‌ترين باشد و عين پنجم «درس‌گفتار» كه رسايل است، در بعض دروس، كه اين كم‌ترين در مكاتب مختلف ارايه مي‌دارم. و بازاء اجرا زلال نوال، هر عيني را چند نهر كه مشتمل بر رشحات مطهر و مظهر تفاصيل جمل آن باشد مقرر كرد، و در هر محل، كه سخن مستدعي بسطي يا مقتضي توضيحي خواهد بود، في الجمله به طريق خير الكلام در آن باب شروعي خواهد رفت و التماس هفوات از كرم عميم اهل كمال مامول است و عذر زلات كرام الناس مقبول.

 

بزرگان خرده بر خردان مگيرند

به رحمت عذر ايشان در پذيرند

 

و من الله الهدايه و الارشاد و منه المبدا و اليه المعاد

الاحقر

محسن ترابي كمال

 

  • هیچ نظری یافت نشد

نظر خود را اضافه کنید.

0