پیش از این فهمیده بودم که داشتن خوشبختی نیاز به برنامه‌ای عظیم و پیچیده ندارد، بلکه بسیار ساده و معمولی خواهد بود. اما نکته‌ای که باید به آن توجه می‌کردم این بود که؛ داشتن اصول استوار برای تمامی لحظات بسیار مهم است. زیرا ممکن است برای یک «دم» روشن‌بینی لازم برای فهم و آگاهی وجود داشته باشد و بتوان با این آگاهی آن دم را ساخت و به تعالی رسید و احساس خوشبختی کرد. اما «بگفتا حال ما برق جهان است» ممکن هم هست که در لحظات بسیار دیگری آن آرامش و روشن‌بینی لازم وجود نداشته باشد و ما در دام پیچیدگی‌ها و روزمرگی‌ها گرفتار شویم و آن دم را به خطا برویم و از دست‌اش بدهیم.

اصول بنیادین است که کمک می‌کند در تمام لحظات، سنجه‌ای برای آزمون خودمان و شرایط‌مان در هر لحظه برای فهم بهترین‌ها داشته باشیم. تا بتوانیم از این طریق احساس رضایت از زندگی را دایمی کنیم، یا حداقل اغلب دم‌های زندگی این احساس را داشته باشیم.

داشتن یک «هسته‌ی دگرگونی‌ناپذیر» از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است.

خطای من در این سال‌ها این بوده است که؛ همانند آب بوده‌ام. در هر موقعیتی به رنگ آن موقعیت و مظروفم در آمده‌ام. این یک خطای راهبردی است، چون «خود بودن»، حتی اگر اندک و ناچیز هم باش یک مزیت یکه و بی‌مانند دارد؛ « خود بودن».

اکنون به نظرم می‌رسد که بهتر است پیش از هر چیزی به دنبال آن هسته‌ی دگرگونی ناپذیر باشم.

البته این چیزی نیست که در یک ساعت و با نوشتن چند جمله به دست آید. بلکه مثل هر چیز اصیل دیگری نیاز به زمان و سرمایه بسیار برای ساخته شدن، شکل گرفتن و صیقل خوردن برای اصالتش دارد. اما نکته‌ای که نباید از نظر دور داشت این است که؛ من ۳۷ ساله شده‌ام و بسیاری چیزها در من شکل گرفته است. اما به علت خطا شناختی خودم، این گوهرها در زیر غبار ایام پنهان شده است. لازم است که زمان بگذارم، به خود زمان بدهم و ارزش لازم را برای خودم قایل باشم تا بتوانم این گنج را از خودم استخراج کنم، جلا بدهم و نمایان کنم.

 

  • هیچ نظری یافت نشد

نظر خود را اضافه کنید.

0