دیروز فرصتی پیش آمد که فیلم «رسوایی» را ببینم. کاری دیگری از آقای مسعود ده‌نمکی، کارگردان نه‌چندان محبوب برای من.

بعد سه‌گانه «اخراجی‌های» ایشان که قسمت دومش واقعا یک اثر مضحک و آبکی از تخیلات یک ناکارگردان بود، دیدن رسوایی خالی از لطف نبود.

از بازی خوب آقای «اکبر عبدی» در نقش «حاج یوسف»، که روحانیِ اهل دلی در جنوب شهر است و بروز برخی کرامات در تشخیص نگفته‌ها و نشینده‌ها از جمله تشخیص این که دخترهای قرتی محل او را دارند به یک باغ برای پارتی می برند، ما را یاد حکایت‌های «اسرار التوحید فی مقامات شیخ ابی سعید» می‌اندازد، لذت بردم. دلیل این لذت هم آشنایی و اعتقاد شخصی من به این فرهیخته‌گان اهل دل و صفای باطن، از جمله جناب آقای مرحوم «دولابی» (روانش شاد باد) است. دلیل دیگر، اشاره به این مهم است که؛ عرفای سلیم‌النفس، پیران دراز موی خفته در غارها نیستند، بلکه روشن ضمیرانِ پاک‌اندیشی هستند که در بین مردم و با ارتباط مردمی زندگی‌ می‌کنند. فیلم برای شخصیت پردازی این کاراکتر خوب عمل کرده بود و به‌ویژه با نمایش کارگری شیخ در شب و بدرفتاری سرکار با او که نشان می‌داد به‌هیچ وجه او را نمی‌شناسد. اکبر عبدی هم خوب از پس نقش برآمده بود.

بقیه آدم‌ها و نقش‌ها متاسفانه خوب نبود. «محمدرضا شریفی‌نیا» مثل همیشه بود. همان لحن، همان کلمات، همان روش، همان بدذاتی همیشگی. انگار آقای شریفی‌نیا خودش همین شخصیت است و نمی‌خواهد چیز دیگری باشد.

 

خانم «الناز شاکردوست» هم مثل همیشه بدون تحول و تسلط. ضمن این‌که برای پایین شهری بودن و لومپنی حرف زدن، شاکردوست زیادی ظریف و نازک است.

و اما استحاله. برای من در هر فیلم استحاله رکن اساسی است. به دیگران کاری ندارم، این نظر من است. به‌نظرم اوج توانایی نویسنده، کارگردان و فیلم در این است که لحظه استحاله و کیفیت استحاله را چگونه به نمایش می‌گذارد. در این فیلم مثل اغلب فیلم‌های ایرانی از همان دقایق ابتدایی مشخص شد که قرار است «افسانه» تحت تاثیر نورِ ذاتِ حاج یوسف از تاریکی درون رهایی یابد و به سوی نور هدایت شود و در میان شخصیت خوش‌ظاهر و بدباطن فیلم هم بین مردم رسوا شود. ولی به‌نظرم در آن حمله تخیلی (زائیده ذهن خودخواه ده‌نمکی بود و در روزگار معاصر وجود ندارد) مردم به خانه افسانه و آن سخنرانی شعاری افسانه (چه‌قدر یاد صحبت‌های آن جانباز در بالکن ـ فیلم «عروسی خوبان» افتادیم) این استحاله به بدترین شکل و سطحی‌ترین کیفیت ارایه شد.

سر آخر این‌که مسعود ده‌نمکی کارگردان نیست و بعید می‌دانم کارگردان بشود.

  • هیچ نظری یافت نشد

نظر خود را اضافه کنید.

0