خیلی خوب! در دنباله بحث کتاب خواندن و به اشتراک گذاشتن آن و در پی معرفی استفان کاوی و کتاب «هفت عادت مردمان موثر» ایشان در این‌جا می‌پردازم به خود کتاب به همان روشی که ذکر آن رفت.

هفت عادت مردمان موثر / مولف استفان کاوی؛ مترجم محمدرضا آل یاسین – تهران: هامون، 1393

 

مقدمه مترجم:

 

«پیروزی مانند شکست یک عادت است و موفقیت و شادمانی واقعی و پایدار زمانی حاصل می‌شود که رشته‌ای از الگوهای کامل را بی‌وقفه به کار گیریم و با درونی کردن آن، بنیان عادت‌های تازه را بنا نهیم» ص 8

  • از خودم می‌پرسیدم؛ چرا بعضی‌ها همیشه در مسیر اشتباهی، در مسیر بدبختی حرکت می‌کنند و هر روز بیشتر در منجلاب نابودی فرو می‌روند؟ شکست و پیروزی برای ما عادت می‌شود. نباید اجازه بدهم که خطا کنم. نباید خطاها در من تکرار شوند، چرا که به راحتی تبدیل به عادت‌هایی می‌شوند که زندگی‌ام را نابود می‌کند. فقط کافی است یک جلسه از یک کلاس درسی یا یک روز از باشگاه ورزشی را غایب شوم. آن‌قدر این نبودن، این غیبت و رهاشدگی شیرین می‌شود که دوست داری از هر قید وُ بندی مثل آن خلاص شوی و این گونه است که در مسیر اضمحلال قرار می‌گیری.
  • برای موفقیت باید الگوهای مثبت را در پیش گرفت و آن را آن‌قدر تکرار کرد که تبدیل به عادت درونی شود. تکرار الگوهای درست است که ما را به سوی موفقیت فرا می‌برد.
  • عادت‌های تازه، به سادگی ایجاد نمی‌شود. چرا تاکنون من نتوانسته‌ام هیچ سازی را بنوازم و یا هنری را بیاموزم. چون می‌خواستم بدون تلاش و زحمت آن را حاصل کنم. بجای تمرین وُ ممارست، بدون زحمت وُ رنج و فقط با طرح میلم، با یک آمپول هنری، در یک شب نوازنده یا هنرمند شایسته‌ای باشم. 

 

بخش اول ـ برداشت‌ها و اصول:

 

«در این جهان هیچ تعالی راستینی وجود ندارد که بتوان آن را از درست زیستن جدا کرد.»

دیوید استار جردن David Starr Jordan ص 11

 ***

در گذشته همه مطالب برپایه و اساس موفقیت بر موضوعی متمرکز شده است که می‌توان آن را «اخلاقیات منش» خواند: ویژگی‌هایی مانند درستی، تواضع، وفاداری، خویشتن‌داری، شهامت، صبر، سخت‌کوشی، سادگی، فروتنی و قانون طلایی؛ آن‌چه برای خود نمی‌پسندی برای دیگران نیز نپسند.

اما بلافاصله بعد از جنگ جهانی اول، نگرش اصلی نسبت به موفقیت از اخلاقیات منش به چیزی تغییر کرد که می‌توان آن را «اخلاقیات شخصیت» نامید. یعنی موفقیت به کنشی مربوط به شخصیت تبدیل شد: به تصوری که عموم از شخص دارند، گرایش‌ها و رفتارها، مهارت‌ها و فنونی که به فرآیندهای ارتباط انسانی جلا می‌دهد.

این اخلاقیات شخصیت اساسا دو شیوه داشت: یکی از فنون روابط انسانی و روابط عمومی، و دیگری گرایش ذهنی مثبت.

 

  • این نکته تفاوت بین «اخلاقیات منش و اخلاقیات شخصیت» مثل تفاوت بین «قهرمانی وُ پهلوانی» بین «دانش وُ بینش» بین «دانستن وُ فهمیدن» است.
  • در این دو سال اخیر موضوعی که ذهنم را خیلی مشغول کرده بود این است که؛ چگونه آدم‌های ساده‌ای که چیزی از پرسنال برندینگ نمی‌دانند، از زرنگ بازی‌های دوران معاصر، از گرگ بودن در این جامعه پیچیده نمی‌دانند، می‌توانند اصلا زنده بمانند؟ چه رسد به این که زندگی خود را اداره کنند و بتوانند پایه‌های موفقیت اجتماعی را برای خود ایجاد کنند. البته آن‌ها می‌توانند و زنده می‌مانند و زندگی می‌کنند و حتی خیلی بهتر وُ بیشتر از آدم‌های هفت‌خطی که مهارت‌های اجتماعی بالایی دارند محبوب و موفق می‌شوند. چرا؟ پاسخ‌اش را در همین تقسیم‌بندی آقای کاوی یافتم. رازش در اخلاقیات منش و اخلاقیات شخصیت است. ممکن است در کوتاه مدت ما از طریق این رفتارها موفق شویم. اما در بلندمدت قدرت حقیقت‌یاب جاری در متن زندگی، این ناحقیقتی را کشف می‌کند و در قلب اطرافیانی که ما را می‌شناسند و با ما سروُکار دارند، نازل می‌کند. و آن موقع مانند اسکناس تقلبی ما لو می‌رویم. رسوا می‌شویم. چون پشتوانه الماس و طلای لازم در خزانه اخلاقیات منش را در درون خودمان نداشته‌ایم.

 ***

احساس ارزشمندی ما به رفتار «شایسته» فرزندان‌مان بستگی نداشته باشد. ص 18

  • اهمیت ویژه‌ای دارد که احساس ارزش‌مندی برای من از هرگونه ارتباط با دیگران اعم از والدینم، فرزندان و حتی دوستانم مستقل باشد. اگرچه به هر رو بخشی از ارزش‌مندی هرکسی به ارتباطات او مربوط می‌شود.

 ***

[فرزندم] لزومی ندارد از تو حمایت کنیم، چون خودت اساسا خوبی و اشکالی نداری. ص 18

  • اگر خودم را همان‌گونه که هستم بپذیرم و باور کنم، به یقین می‌توانم در هر حرکتی انرژی لازم را به صورتی که متکی به خودم باشم، بیابم و هم در هر حادثه وُ پیش آمدی، تاب‌آوری لازم جهت  مواجهه و مصالحه با مساله را بیابم.

 ***

من و ساندرا معتقدیم؛ توفیق‌های چشمگیر اجتماعی اخیر پسرمان بیش از آن که پاداش‌های اجتماعی باشد، نمایان‌گر احساس سرشاری و خشنودی از خود است. ص۱۹

  • به یقین دیده‌ام و تجربه کرده‌ام که احساس سرشاری و خشنودی از خویشتن چگونه می تواند موفقیتی مافوق معمول را برای هرکسی رقم بزند.

 ***

تمرکز بر تکنیک، مانند درس خواندن شب امتحان است. شاید آن‌گاه از عهده آن بر آیید، حتی شاید نمره خوبی بگیرید، اما اگر به صورت مداوم و مستمر بهای آن را نپردازید، هیچ‌گاه بر آن موضوع یا آن درس تسلط نخواهید یافت و ذهنی تعلیم یافته را نیز به دست نخواهید آورد. ص 20

  • این آموزه پلید که به صورت پنهان در روح فرهنگ این کشور دمیده شده و ما را به موفقیت یک شبه و آرزوی دست‌یابی به موفقیت بدون زحمت عادت داده است، ریشه‌ای از موفقیت ما خشکانده که هیچ دشمنی با هیچ سلاحی نمی‌توانست به‌ آن برسد. من خودم یکی از پروردگان این فرهنگ هستم. بعد 37 سال هنوز نتوانسته‌ام این پلیدی را از خودم بزدایم که باید بهای آن‌چه را که می‌خواهم می‌بایست پرداخت کنم.

 

این نوشته‌ها با این بحث در ارتباط هستند:

1. درباره کتاب خواندن و کتاب خوردن

2. چگونه عادت کنیم که مثبت باشیم 1

 

  • هیچ نظری یافت نشد

نظر خود را اضافه کنید.

0